عشق یعنی...

عشق یعنى لرزش هر قلب سنگ
مى شود با عشق،هر سنگى قشنگ
 

در طبیعت هرکس یارى گرفت
از براى خویش دلدارى گرفت
 
دلبر من آسمـانى ، آبـى است
چهرهْ انســانیش مـهتابى است
 

جمله رفتارش بسى باشد متین
میگذارد پـاخـرامان بر زمـین

 
دلبر مـن عاشق ذات خـداست
زیـنت و زیـور برایـش بـى بهاست
 

جــلوهْ آیــین یــارم ذاتـی است
دلبر من ساده و خوش طینت است
 
یار من همچون پرستو با صفاست
عـاشق زیـباىی دنیـاى ماست
 
دلبر من عاشق شعر است و شور
دلـبر مــن در دلش دارد سـرور

 
هر کسى گر این چنین دلبر گزید
بــهره از دنـیا و عـقبایش بـدید

 
هرکه خواهـد بهر یارش شد عزیز
باید او داد خوب را از بد تمیز
 
   
عشق یعنى حس گـرمى در وجـود
بــا وجـود عشـق سـرمایى نـبـود

/ 0 نظر / 8 بازدید