باز باران با ترانه...

باز باران با ترانه



می خورد بر بام خانه

 

خانه ام کو ، خانه ات کو ؟



آن دل دیوانه ات کو ؟

 

روز های کودکی کو ؟



فصل خوب سادگی کو ؟

 

یادت آید روز باران ؟

 

گردش آن روز دیرین ؟



پس چه شد دیگر کجا رفت ؟

 

خاطرات خوب و شیرین ؟

 

در پس آن کوی بن بست



در دل تو آرزو هست ؟



کودک خوشحال دیروز...



غرق در غم های امروز...

 

یاد باران رفته از یاد

 

آرزو ها رفته بر باد...

 

باز باران باز باران

 

میخورد بر بام خانه

 

بی ترانه

 

بی بهانه

 

شایدم گم کرده خانه...

 

/ 1 نظر / 10 بازدید
وحیده

سلام باز امدی با دست پر... خیلی زیبا بود خیلی